سلسله پاکان

معرفی زیارتگاههای تهران

فهرست امامزادگان

جستجو از روی نقشه

 

آیت الله سیستانی

استفتاء

زندگينامه

دفتر مرجعیت

موسسات

قرآن کریم

تلاوت

متن

تفسیر

ترجمه

 

نهج البلاغه

مقالات

متن

جستجو

کتابخانه

مناسبتها

ويژه نامه مناسبتهای اسلامی 

 

خداوند متعال در قرآن فرموده است:

)عَالِمُ الْغَيْبِ فَلاَ يُظْهِرُ عَلَى‏ غَيْبِهِ أَحَداً * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى‏ مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ‏يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَداً(9)).

"داننده غيب است و هيچ كس را بر غيبش آگاه نگرداند * مگر آن كس ازرسولان خود كه بر گزيده است كه بر محافظت او )فرشتگان را( از پيش رووپشت سر مى‏فرستد."

و نيز فرموده است:

)وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِن رُسُلِهِ مَن يَشَاءُفَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ(10)).

"و خداوند تمام شما را بر غيب آگاه نسازد و ليكن خداوند هر كس ازرسولانش را كه بخواهد بر مى‏گزيند. پس به خداوند و فرستادگانش ايمان آريدو اگر ايمان آوريد و تقوا پيشه كنيد، شما را پاداشى بزرگ است."

همچنين در جاى ديگرى فرموده است:

)ذلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقلاَمَهُمْ أَيُّهُمْ‏يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ(11)).

"اين از خبرهاى غيب است كه آن را به تو وحى مى‏كنيم و تو نزد آنان‏حاضر نبودى آن زمان كه قرعه به نام نگهبانى و كفالت مريم مى‏زدند و تو نزدآنان نبودى هنگامى كه با يكديگر به مخاصمه بر مى‏خاستند."

بالاخره آنكه اينان در "وسعت" دانش پيامبران و اوصيا به ترديدافتاده‏اند. آنان هنوز در نيافته‏اند كه چگونه بشرى محدود مى‏تواند به‏راهنمايى پروردگار خويش به علم حقايق دست يابد. اينان از همان‏خاستگاهى به تكذيب اين "وسعت" علم مى‏پردازند كه پيشينيان ازهمان خاستگاه پيامبرى پيامبران را تكذيب مى‏كردند و اين خاستگاه‏همان جهل به مقامى است كه براى انسان مخلص و خداگر اختصاص داده‏شده است. اينان هنگامى كه "مجبور" شدند نبوّت را به رسميّت بشناسندوابعاد آنرا نشناختند كوشيدند تا آنجا كه ممكن است از شأن و مقام آن‏بكاهند و تا آنجا كه مى‏توانند سعى ميكنند معجزات ومقامات والاى آنان‏را انكار كنند و چون در اين هدف ناكام شدند، از قدر اوصياء مى‏كاهندوكرامات و برخوردارى آنان را از علم، آن هم از سر چشمه‏اى غيبى وبه‏صورت الهام، نفى كردند. حال آن كه اگر اينان با خود و با حق منصفانه‏برخورد مى‏كردند و پس از آن همه دلايل محكمى كه از خلال بررسى‏وپژوهش سخنان آنان به دست مى‏آمد، بدون هيچ تعصب كوركورانه ياپيشداورى هيچ مانع عقلى براى اعتراف به اين نكته نمى‏يافتند.

امام باقر نيز همچون ديگر ائمه عليهم السلام با دو گروه متفاوت از مردم‏برخورد داشت. در همان هنگامى كه برخى وى را از جنس بشرنمى‏دانستند و به سبب غلوى كه در اين خصوص نشان مى‏دادند از مرز دين‏فراتر مى‏رفتند، برخى ديگر اصلاً وابداً مقام والا و بزرگ حضرتش را به‏رسميّت نمى‏شناختند!!

يكى از افراد گروه نخست، مغيرة بن سعيد بود كه راه غلو پوييد و برامام باقر دروغ بست تا آنجا كه امام در باره او به يكى از يارانش به نام‏سليمان لبان فرمود:

هيچ مى‏دانى داستان مغيرة بن سعيد مانند كيست؟ سليمان گفت: نه.

آن‏حضرت فرمود:

ماجراى او همچون ماجراى بلعم است كه اسم اعظم بدو داده شده بودكه خداوند در باره او فرموده بود:

)آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ (12)).

"آيتهاى خويش را به او عطا كرديم پس او از اين آيات سر پيچيد چنان كه‏شيطان او را تعقيب كرد و از گمراهان شد."

امّا گروه دوّم پر شمارتر بودند. اينان كسانى بودند كه نمى‏توانستند علم‏امام و معرفت وى را بدانچه آنان نمى‏شناختند و كرامت او را در نزدخداوند وپذيرفتن دعاهايش از سوى خداوند را به خود بقبولانند!!

اينان نه تنها منكر فضايل اهل‏بيت‏عليهم السلام هستند بلكه حتّى آنها راامورى ناممكن قلمداد مى‏كنند. چرا؟ چون هنوز انبيا و اولياى خدا ومقام والاى آنان را در پيشگاه پروردگار به درستى نشناخته‏اند.

اگر اينان واقعاً در آفرينش انسان و اينكه چگونه خداوند انسان را درزمين به جانشينى خويش برگزيد و به واسطه دانايى و توانايى كه بدوبخشيد، هر آنچه كه در زمين بود به تسخير وى در آورد انديشه‏مى‏كردند، پى مى‏بردند كه اين از حكمتهاى خداوند سبحان است كه يكى‏را در علم و دانايى بر ديگرى برترى دهد و به فرمانبرداران و مخلصانش،چه از راه وحى، همچون پيامبران، وچه از راه الهام، همچون جانشينان‏پيامبران، معرفت و آگاهى بيشترى بخشد.

از سوى ديگر، كتابى كه خداوند به وحى فرو فرستاده است خود دربرگيرنده چشم اندازهاى گسترده علم و دانش است كه جز كسانى كه‏خداوند دلهايشان را به ايمان آزموده است، بدانها دست نيازند كه ايمان‏نور خداوندى است كه از مشكات نبوّت تابيده مى‏شود. اين همان ياد و نام‏خداست كه از خانه‏هاى اوصيا اوج مى‏گيرد چنان كه خداوند در قرآن‏كريم فرموده است: )اللَّهُ نُورُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَامِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ(13)).

 

<< قبلی

بعدی >>
     
 

Copyright © 2008 . Imam Baqer Network. All rights reserved