سلسله پاکان

معرفی زیارتگاههای تهران

فهرست امامزادگان

جستجو از روی نقشه

 

آیت الله سیستانی

استفتاء

زندگينامه

دفتر مرجعیت

موسسات

قرآن کریم

تلاوت

متن

تفسیر

ترجمه

 

نهج البلاغه

مقالات

متن

جستجو

کتابخانه

مناسبتها

ويژه نامه مناسبتهای اسلامی 

 

محمّد نام دارد. اى جابر چنانچه او را ديدى سلام مرا به او برسان‏و بدان كه عمر تو پس از ديدار او ، اندك خواهد بود.

پس از اين ديدار ديرى نپاييد كه جابر جهان را بدرود گفت.(5)

امام محمّد باقر پس از رحلت پدرش، امامت مردم را عهده دار شد.

 

^^   امامت و علم پيامبران‏

هنگامى كه خورشيد اقتدار بنى اميّه افول كرد و پايه‏هاى حكومت‏آنان در اثر انقلابهاى پياپى مكتبى، هر روز سُست‏تر از روز پيش مى‏شد،امام باقر عليه السلام فرصت نشر معارف قرآنى را پيدا كرد. اين معارف درصحيفه‏اى گرد آمده بود كه اهل بيت هر يك آن را از رسول خداصلى الله عليه وآله به‏ارث برده بودند.

و در اين روزگار جامعه اسلامى كه دامنه آن بسيار گسترش يافته و به‏مثابه چادرى بزرگ ملّتهاى گوناگون و فرهنگهاى مختلف را در خود جاى‏داده بود، به معارف قرآنى پيش از پيش نياز داشت. اين جامعه نوين را براساس چه ارزشهايى بايد ارزيابى كرد؟ و ارزشهاى توحيدى و چهارچوبهاى عمومى وفرهنگى و روح قوانين حاكم بر اين جامعه درزمينه‏هاى مختلف چگونه بايد باشد؟

تا ديروز امام سجاد از طريق نيايشها و راز و نيازهايش با خداوند،پرچم توحيد را بر مى‏افراشت و با دعا و نيايش حيات جامعه مسلمانان‏وبويژه جامعه مكتبى پيرو خط اهل بيت عليهم السلام را سر و سامان مى‏داد.

امّا امروز اين شالوده توحيدى استوار شده است و امام باقرعليه السلام مى‏آيدتا قلّه معارف را بر آن بنياد نهد و پس از وى امام صادق‏عليه السلام با بيان‏بسيارى از مسائل حكمت الهى و تفسير و فقه اين بنياد را تكميل مى‏كند.

معارفى كه امام باقر در راه نشر و گسترش آن مى‏كوشيد، چه بودندوآن‏حضرت چگونه توانست راهى به سوى آنها باز كند؟

گاه در راه علم مى‏توان از تجارب جزئى به قواعد عمومى دست يافت‏وگاه نيز مى‏توان از اين قواعد عمومى راهى به جزئيات باز كرد. اگر راه‏نخست، شيوه عموم مردم در رسيدن به علم است، راه دوّم نيز، راه علم‏پيامبران وجانشينان مرتبط با وحى آنان است.

از اين روست كه در يكى از كلمات قصار آمده است:

"علم نقطه‏اى است كه نادانان آن را گسترش داده‏اند".

ظاهراً اساس علم پيامبر و جانشينان معصوم آن‏حضرت، قرآنى است‏كه با حديث نبوّى تفسير شده است، امّا اساس حقيقى علم آنان نور عقلى‏است كه با ايمان و الهام در قلوب خدا شناسان شعله مى‏گيرد. اين همان‏عقلى است كه به مردم، اندكى از آن اعطا شده و در عوض خداوندپيامبران و جانشينان آنها را از آن كاملاً بهره‏مند ساخته است.

در واقع درخشش نور عقل نزد انسانها و تجلّى آن در معارف اوّليه‏اى‏كه هر شخصى آن را مى‏داند و در ارزشهايى كه مردم در ميان خود حاكم‏گردانيده‏اند ودر پرتو افشانيها و روشنگرايهايى كه فقط نزد گروهى ازمردم يافت مى‏شود وآنان را به نوابغ و سران و بزرگان تبديل مى‏كند و...ما را به معنى علم تكوينى كه پروردگار در قلب اولياى برگزيده خويش‏افكنده است، رهنمون مى‏شود. در حديث آمده است:

"العلم نور يقذفه اللَّه فى قلب من يشاء"(6).

به نظر مى‏رسد كه برخى از مردم در وجود چنين علمى نزد پيامبران‏وامامان و گروهى از فقهاى امّت ترديد مى‏كنند و بدين سخنان خداونداستناد مى‏جويند كه:

)وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَيَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ (7)).

"وكليدهاى غيب پيش او )خدا( است كه كسى جز او از آنها آگاهى ندارد."

و: )قُل لاَّ يَعْلَمُ مَن فِي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ(8)).

"بگو در آسمانها و زمين، هيچ كس جز خداوند غيب نمى‏داند."

در حقيقت اگر مقصود اينان آن باشد كه انسان به عنوان انسان‏نمى‏تواند بر غيب آگاهى يابد، بى ترديد حق به جانب ايشان است، امّااگر آنان بخواهند بگويند كه خداوند نمى‏تواند به برخى از انسانها، غيب‏را بياموزد پاسخ خواهيم داد كه:

چنين نيست بلكه خداوند بر انجام اين كار تواناست. مگر هر يك ازما تا اندازه‏اى به آينده علم نداريم. به عنوان مثال مگر ما نمى‏دانيم كه‏روزى خواهيم مرد و يا مگر نمى‏دانيم كه قيامت بر پا خواهد شد وخداوندمردگان را بر خواهد انگيخت و خورشيد فردا طلوع خواهد كرد و امروزنيز بالاخره در پس كوههاى مغرب فرو مى‏رود؟ اين معارف و دهها دانش‏ديگر مربوط به آينده، بيش از نيمى از اطلاعات ما را تشكيل مى‏دهندوپايه علم و هدف اساسى علم مى‏باشند.

خداوند پاك به انسان چيزهايى را كه نمى‏دانست آموخت. وحى نيزبخشى از علم غيبى است كه پروردگار به هر يك از بندگان خود كه‏بپسندد، آن را مى‏آموزد.

 

<< قبلی

بعدی >>
     
 

Copyright © 2008 . Imam Baqer Network. All rights reserved