سلسله پاکان

معرفی زیارتگاههای تهران

فهرست امامزادگان

جستجو از روی نقشه

 

آیت الله سیستانی

استفتاء

زندگينامه

دفتر مرجعیت

موسسات

قرآن کریم

تلاوت

متن

تفسیر

ترجمه

 

نهج البلاغه

مقالات

متن

جستجو

کتابخانه

مناسبتها

ويژه نامه مناسبتهای اسلامی 

 

در رفتار با مردم نكو كار و عفيف و پاكدامن بود. بدين سان از گناه‏ديگران تا آنجا كه مى‏توانست چشم مى‏پوشيد و همين بهترين اثر را در دل‏مردمان مى‏گذاشت.

روزى مردى مسيحى )از روى طعنه( به آن‏حضرت گفت: تو بقرى)گاوى(؟

امام فرمود: نه من باقرم. باز مرد به قصد طعنه گفت: تو فرزند آشپزى؟

امام فرمود: آشپزى حرفه مادرم بود. مرد باز گفت: تو پسر آن زن‏سياه چرده زنگى بد اخلاقى؟

حضرت پاسخ داد: اگر تو راست مى‏گويى خداوند او را بيامرزد و اگرتو دروغ مى‏گويى خداوند تو را بيامزرد!

مرد نصرانى از اخلاق امام باقر مات و مبهوت ماند و همين امر او راواداشت تا به دست امام باقر به دين اسلام تشرّف يابد.(56)

رفتار آن‏حضرت با مستضعفان با نرمى و مهربانى متمايز بود. فرزندش‏امام صادق مى‏فرمايد:

هنگامى كه كارى را به غلامان خود مى‏سپاريد و بر آنان سنگين‏مى‏آمد، با ايشان در انجام آن همكارى كنيد. همانطوريكه پدرم، امام‏باقرعليه السلام، وقتى به خدمتكاران خود دستورى مى‏داد، پس مى‏نگريست اگرآن كار سنگين بود مى‏گفت بسم اللَّه و با آنان همكارى مى‏كرد و اگر سبك‏بود از آنان دور مى‏شد.(57)

چه بسا كار كردن آن‏حضرت در مزرعه‏اش به همين خاطر بوده است،زيرا ائمه بر اين باور بوده‏اند كه كار و كوشش امرى محبوب در نزدخداست و آنها را به بارگاهش نزديكتر مى‏كند.

در اين باره امام صادق‏عليه السلام روايت مى‏كند كه محمّد بن مكدرمى‏فرمود: من گمان نمى‏كردم كسى همانند على بن الحسين جانشين‏شايسته‏اى از خود به يادگار گذارد تا آنكه فرزندش محمّد بن على را ديدم.خواستم او را پندى داده باشم، امّا او مرا اندرز گفت. يارانش به وى‏گفتند: او تو را چه پندى فرمود؟ گفت: در يكى از ساعتهاى بسيار گرم‏روز به يكى از نواحى مدينه رفته بودم. در آنجا محمّد بن على را كه مردى‏تنومند بود، ديدم. او به دو غلام سياه يا دو نفر از دوستانش تكيّه داده‏بود. به خودم گفتم: بزرگى از بزرگان قريش در اين ساعت و با اين حالت‏در طلب دنيا مى‏كوشد؟!

خدا را شاهد گرفتم كه به او اندرز دهم. پس نزديك او شدم و بر وى‏سلام كردم. او كه بسيار عرق كرده بود، باگشاده رويى سلام مرا پاسخ داد.به او گفتم: خداوند اصلاحت كند! بزرگى از بزرگان قريش در اين ساعت‏و با اين حالت در طلب دنيا مى‏كوشد شايد در اين حالت مرگت فرارسد؟!امام خود را از دست غلامانش رها كرد و سپس بر پاى خويش ايستادو فرمود: به خدا قسم اگر مرگ در اين حالت مرا دريابد، در حالى نزد من‏آمده است كه به طاعت خداوند مشغولم و بدين وسيله خود را از تووديگران بى نياز سازم، امّا من از اين مى‏ترسم كه مرگم زمانى فرا رسد كه‏به نا فرمانى خداوند مشغول باشم. من با شنيدن اين سخن عرض كردم:خدايت رحمت كند! من مى‏خواستم شما را نصيحت گويم، امّا شما مرااندرز داديد.(58)

امام مى‏توانست از خدمتگزارانش در كار سر و سامان دادن به‏كشتزارش استفاده كند، امّا او دوست مى‏داشت براى تحصيل معاش‏خانواده‏اش كوشش كند و خود را به رنج اندازد.

به عنوان خاتمه سخن، به نقل حديثى از امام صادق‏عليه السلام در باره نحوه‏برخورد پدرش مى‏پردازيم: ابو جعفرعليه السلام به هنگام شهادت، غلامان بدخويش را آزاد كرد و خوبان آنها را نگاه داشت. من گفتم: اى پدر اينها)بدان( را آزاد مى‏كنى و آنها )خوبان( را نگاه مى‏دارى؟ فرمود: اينان ازمن اندوهناك شده اند پس اين در برابر آن.(59)

بدين سان امام باقر به عنوان والاترين و جاودانه ترين نمونه خصال‏واخلاق پسنديده در آمد. اين در حالى است كه مى‏توان يقين داشت كه‏راويان، بى ترديد جز موارد اندكى از ابعاد زندگى نورانى و آكنده ازحكمت و هدايت حضرتش را براى ما نقل نكرده‏اند.

سلام و درود جاويد الهى همواره بر او باد!

^   دوران زندگى امام باقرعليه السلام‏

با نگاهى گذرا به دوران زندگى امام محمّد باقر در مى‏يابيم كه پيش ازوزش طوفان انقلاب كه به كار حكومت اموى پس از وفات امام باقر پايان‏داد و منجر به روى كار آمدن عبّاسيان در روزگار امام صادق شد، سكوت‏و آرامشى آكنده از خشم بر جامعه حكمفرما بوده است.

از طريق شواهدى كه از رويدادهاى زندگى آن‏حضرت در دست داريم،مى‏توان سيماى آن روزگار را بخوبى لمس كرد و نيز از وجود طوفانهاى‏سهمگين انقلاب در اينجا و آنجا آگاهى يافت.

 

<< قبلی

بعدی >>
     
 

Copyright © 2008 . Imam Baqer Network. All rights reserved