سلسله پاکان

معرفی زیارتگاههای تهران

فهرست امامزادگان

جستجو از روی نقشه

 

آیت الله سیستانی

استفتاء

زندگينامه

دفتر مرجعیت

موسسات

قرآن کریم

تلاوت

متن

تفسیر

ترجمه

 

نهج البلاغه

مقالات

متن

جستجو

کتابخانه

مناسبتها

ويژه نامه مناسبتهای اسلامی 

 

او راستگوترين و گشاده روترين و بخشنده‏ترين مردمان بود. در ميان‏اهل بيت كمترين ثروت و در عين حال بيشترين هزينه را داشت. هرجمعه يك دينار صدقه مى‏داد و مى‏فرمود: صدقه روز جمعه به خاطرفضيلت اين روز بر ديگر روزها، دو چندان مى‏شود. چون پيشامدى غم‏انگيز به او روى مى‏نمود زنان و كودكان را جمع مى‏كرد و آنگاه خود دعامى‏كرد و آنان آمين مى‏گفتند. بسيار ذكر خدا مى‏گفت. راه مى‏رفت درحالى كه ذكر خدا مى‏كرد. غذا مى‏خورد در حالى كه ذكر خدا مى‏كرد بامردم سخن مى‏گفت، امّا اين امر او را از ذكر خدا باز نمى‏داشت.فرزندانش را جمع مى‏كرد و به آنان مى‏فرمود تا سر زدن آفتاب ذكربگويند. هر كس از آنان را كه مى‏توانست قرآن بخواند به تلاوت قرآن‏وهر كس را كه نمى‏توانست به گفتن ذكر، امر مى‏فرمود. شيخ مفيد نيز درباره آن‏حضرت مى‏گويد: مراتب بخشندگى او در خاص و عام آشكاروبزرگوارى‏اش در ميان مردم مشهور و با وجود كثرت عيال و متوسّطبودن وضع زندگى‏اش به تفضيل واحسان شناخته شده بود.

از سليمان بن دمدم نقل شده است كه گفت: آن‏حضرت از پانصد درهم‏تا ششصد و تا هزار درهم جايزه مى‏داد و هيچ گاه از دادن صله به برادران‏وديداركنندگان و اميدواران و آرزومندانش به ستوه نمى‏آمد. هر گاه‏مى‏خنديد، مى‏فرمود: خداوندا بر من خشم مگير!.

أبى در كتاب نثر الدر مى‏نويسد: هر گاه فرد دردمند و گرفتارى رامى‏ديد، زير لب استعاذه مى‏گفت و هيچ گاه از اهل خانه‏اش شنيده نشد كه‏به فقير بگويد: اى فقير خدا به تو بركت دهد و يا اى فقير اين را بگير بلكه‏آن‏حضرت همواره مى‏فرمود كه فقيران را با بهترين نامهايشان صدا بزنند.(42)

ابو نعيم اصفهانى به هنگامى كه از امام باقر در كتاب خود )حليةالاولياء( نام مى‏برد او را با اين صفات وصف مى‏كند: حاضر، ذاكر،خاشع، صابر ابو جعفر محمّد بن على الباقر.(43)

در باره خشوع فراوان آن امام در برابر خداوند ، از افلح، آزاد كرده‏ابوجعفر بشنويم كه چه مى‏گويد: با محمّد بن على به قصد حج بيرون‏شدم. چون به مسجد در آمد به خانه خدا نگريست با بانك بلندگريست. عرض كردم: پدر و مادر فدايت مردم به شما مى‏نگرند اى كاش‏اندكى صداى خود را پايين مى‏آورديد. امام به من پاسخ داد: واى بر تو اى‏افلح! چرا نگريم؟! شايد خداى تعالى در اثر اين گريه بر من به مهربانى‏بنگرد و فردا در پيشگاهش سر فراز و رستگار شوم. افلح گويد: آنگاه امام‏طواف كرد وسپس‏آمد تا نزد مقام‏نماز گزارد سپس سر از سجودش برداشت‏وديدم كه پيشانى آن حضرت از بسيارى اشك، خيس و تر شده است.

افلح مى‏افزايد: آن‏حضرت هر گاه مى خنديد، مى‏فرمود: خداوندا برمن خشم مگير!(44)

فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق‏عليه السلام در وصف اخلاص و عبادت‏پدرش چنين مى‏فرمايد:

پدرم بسيار ذكر خدا مى‏گفت. من با او مى‏رفتم، و او ذكر خدامى‏گفت. با او غذا مى‏خوردم و او ذكر خدا مى‏گفت. با مردم سخن‏مى‏گفت، امّا اين امر او را از ذكر خدا باز نمى‏داشت. زبانش را مى‏ديدم كه‏به كامش مى‏چسبيد و با اين وصف پيوسته از گفتن ذكر لا اله الا اللَّه بازنمى‏ايستاد. ما را جمع مى‏كرد و به ما مى‏فرمود كه تا سرزدن آفتاب ذكرخدا بگوييم و هر يك از ما را كه مى‏توانست بخواند به تلاوت قرآن‏فرمان مى‏داد و هر كه نمى توانست، مى‏فرمود ذكر بگويد.(45)

امام صادق‏عليه السلام در همين باره باز مى‏فرمايد:

من بستر پدرم را مى‏گستردم و انتظار مى‏كشيدم تا بيايد. چون او به‏بسترش مى‏آمد و مى‏خوابيد من نيز به سوى بستر خود مى‏رفتم. شبى او ديركرد و من به جستجويش به مسجد رفتم. مردم همه در خواب بودند.ناگهان پدرم را ديدم كه در مسجد به حال سجده است. در مسجد جز اوكس ديگر نبود. ناله‏اش را مى‏شنيدم كه مى‏گفت: پيراسته‏اى پروردگارا!تو، به حقيقت پروردگار منى. از روى تعبّد و بندگى تو را سجده مى‏كنم.معبودا! كردار من اندك است پس تو خود آن را برايم دو چندان كن. بارالها! مرا از شكنجه‏ات در روزى كه بندگانت را بر مى‏انگيزى، در امان‏نگاه دار و بر من نظر كن كه تو البته توبه پذير ومهربانى.(46)

آن‏حضرت بسيار به قرآن عشق مى‏ورزيد و بدان علاقه نشان مى‏داد وتحت تأثير آيات آن قرار مى‏گرفت. ابان بن ميمون قداح گويد: ابوجعفرعليه السلام به من فرمود: قرآن بخوان؟ پرسيدم: از كدام سوره بخوانم؟فرمود: از سوره نهم )توبه(. ابان گويد: آمدم كه حواس خود را بر آن‏سوره متمركز كنم آن‏حضرت فرمود: از سوره يونس بخوان ابان گويد: اين‏آيه را خواندم:

)لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى‏ وَزِيَادَةٌ وَلاَ يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلاَ ذِلَّةٌ(.(47)

"براى كسانى كه ايمان آوردند نيكوى و زيادت است و هرگز بر رخسارشان‏گرد خجالت و ذلّت ننشيند."

امام با شنيدن اين آيه فرمود: بس است. آنگاه گفت: رسول خداصلى الله عليه وآله‏فرمود: در شگفتم كه چطور وقتى قرآن مى‏خوانم پير نمى‏شوم.(48)

او از كتاب پروردگارش، معارف دينى را الهام مى‏گرفت تا آنجا كه‏راويان را وامى‏داشت تا از وى در باره منشأ قرآنى گفته‏هايش سؤال كنند.ابو الجارود در اين باره ماجرايى نقل كرده است. وى مى‏گويد:ابوجعفرعليه السلام فرمود: چون در باره چيزى با شما سخن گفتم مرا از سرچشمه قرآنى آن بپرسيد. سپس فرمود: خداوند از قيل و قال و تباه شدن‏مال و بسيار سؤال كردن نهى فرموده است. پرسيدند: اى فرزند رسول خدااين مورد در كجاى قرآن آمده است؟

 

<< قبلی

بعدی >>
     
 

Copyright © 2008 . Imam Baqer Network. All rights reserved