|
او راستگوترين و
گشاده روترين و بخشندهترين مردمان
بود. در مياناهل بيت كمترين ثروت و
در عين حال بيشترين هزينه را داشت.
هرجمعه يك دينار صدقه مىداد و
مىفرمود: صدقه روز جمعه به خاطرفضيلت
اين روز بر ديگر روزها، دو چندان
مىشود. چون پيشامدى غمانگيز به او
روى مىنمود زنان و كودكان را جمع
مىكرد و آنگاه خود دعامىكرد و آنان
آمين مىگفتند. بسيار ذكر خدا مىگفت.
راه مىرفت درحالى كه ذكر خدا مىكرد.
غذا مىخورد در حالى كه ذكر خدا
مىكرد بامردم سخن مىگفت، امّا اين
امر او را از ذكر خدا باز
نمىداشت.فرزندانش را جمع مىكرد و به
آنان مىفرمود تا سر زدن آفتاب
ذكربگويند. هر كس از آنان را كه
مىتوانست قرآن بخواند به تلاوت
قرآنوهر كس را كه نمىتوانست به گفتن
ذكر، امر مىفرمود. شيخ مفيد نيز
درباره آنحضرت مىگويد: مراتب
بخشندگى او در خاص و عام
آشكاروبزرگوارىاش در ميان مردم مشهور
و با وجود كثرت عيال و متوسّطبودن وضع
زندگىاش به تفضيل واحسان شناخته شده
بود.
از سليمان بن دمدم
نقل شده است كه گفت: آنحضرت از پانصد
درهمتا ششصد و تا هزار درهم جايزه
مىداد و هيچ گاه از دادن صله به
برادرانوديداركنندگان و اميدواران و
آرزومندانش به ستوه نمىآمد. هر
گاهمىخنديد، مىفرمود: خداوندا بر
من خشم مگير!.
أبى در كتاب نثر الدر
مىنويسد: هر گاه فرد دردمند و
گرفتارى رامىديد، زير لب استعاذه
مىگفت و هيچ گاه از اهل خانهاش
شنيده نشد كهبه فقير بگويد: اى فقير
خدا به تو بركت دهد و يا اى فقير اين
را بگير بلكهآنحضرت همواره مىفرمود
كه فقيران را با بهترين نامهايشان صدا
بزنند.(42)
ابو نعيم اصفهانى به
هنگامى كه از امام باقر در كتاب خود
)حليةالاولياء( نام مىبرد او را با
اين صفات وصف مىكند: حاضر،
ذاكر،خاشع، صابر ابو جعفر محمّد بن
على الباقر.(43)
در باره خشوع فراوان
آن امام در برابر خداوند ، از افلح،
آزاد كردهابوجعفر بشنويم كه چه
مىگويد: با محمّد بن على به قصد حج
بيرونشدم. چون به مسجد در آمد به
خانه خدا نگريست با بانك بلندگريست.
عرض كردم: پدر و مادر فدايت مردم به
شما مىنگرند اى كاشاندكى صداى خود
را پايين مىآورديد. امام به من پاسخ
داد: واى بر تو اىافلح! چرا نگريم؟!
شايد خداى تعالى در اثر اين گريه بر
من به مهربانىبنگرد و فردا در
پيشگاهش سر فراز و رستگار شوم. افلح
گويد: آنگاه امامطواف كرد وسپسآمد
تا نزد مقامنماز گزارد سپس سر از
سجودش برداشتوديدم كه پيشانى آن حضرت
از بسيارى اشك، خيس و تر شده است.
افلح مىافزايد:
آنحضرت هر گاه مى خنديد، مىفرمود:
خداوندا برمن خشم مگير!(44)
فرزند بزرگوارش امام
جعفر صادقعليه السلام در وصف اخلاص و
عبادتپدرش چنين مىفرمايد:
پدرم بسيار ذكر خدا
مىگفت. من با او مىرفتم، و او ذكر
خدامىگفت. با او غذا مىخوردم و او
ذكر خدا مىگفت. با مردم سخنمىگفت،
امّا اين امر او را از ذكر خدا باز
نمىداشت. زبانش را مىديدم كهبه
كامش مىچسبيد و با اين وصف پيوسته از
گفتن ذكر لا اله الا اللَّه
بازنمىايستاد. ما را جمع مىكرد و به
ما مىفرمود كه تا سرزدن آفتاب ذكرخدا
بگوييم و هر يك از ما را كه مىتوانست
بخواند به تلاوت قرآنفرمان مىداد و
هر كه نمى توانست، مىفرمود ذكر
بگويد.(45)
امام صادقعليه
السلام در همين باره باز مىفرمايد:
من بستر پدرم را
مىگستردم و انتظار مىكشيدم تا
بيايد. چون او بهبسترش مىآمد و
مىخوابيد من نيز به سوى بستر خود
مىرفتم. شبى او ديركرد و من به
جستجويش به مسجد رفتم. مردم همه در
خواب بودند.ناگهان پدرم را ديدم كه در
مسجد به حال سجده است. در مسجد جز
اوكس ديگر نبود. نالهاش را مىشنيدم
كه مىگفت: پيراستهاى پروردگارا!تو،
به حقيقت پروردگار منى. از روى تعبّد
و بندگى تو را سجده مىكنم.معبودا!
كردار من اندك است پس تو خود آن را
برايم دو چندان كن. بارالها! مرا از
شكنجهات در روزى كه بندگانت را بر
مىانگيزى، در اماننگاه دار و بر من
نظر كن كه تو البته توبه پذير
ومهربانى.(46)
آنحضرت بسيار به
قرآن عشق مىورزيد و بدان علاقه نشان
مىداد وتحت تأثير آيات آن قرار
مىگرفت. ابان بن ميمون قداح گويد:
ابوجعفرعليه السلام به من فرمود: قرآن
بخوان؟ پرسيدم: از كدام سوره
بخوانم؟فرمود: از سوره نهم )توبه(.
ابان گويد: آمدم كه حواس خود را بر
آنسوره متمركز كنم آنحضرت فرمود: از
سوره يونس بخوان ابان گويد: اينآيه
را خواندم:
)لِلَّذِينَ
أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ
وَلاَ يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ
وَلاَ ذِلَّةٌ(.(47)
"براى كسانى كه ايمان
آوردند نيكوى و زيادت است و هرگز بر
رخسارشانگرد خجالت و ذلّت ننشيند."
امام با شنيدن اين
آيه فرمود: بس است. آنگاه گفت: رسول
خداصلى الله عليه وآلهفرمود: در
شگفتم كه چطور وقتى قرآن مىخوانم پير
نمىشوم.(48)
او از كتاب
پروردگارش، معارف دينى را الهام
مىگرفت تا آنجا كهراويان را
وامىداشت تا از وى در باره منشأ
قرآنى گفتههايش سؤال كنند.ابو
الجارود در اين باره ماجرايى نقل كرده
است. وى مىگويد:ابوجعفرعليه السلام
فرمود: چون در باره چيزى با شما سخن
گفتم مرا از سرچشمه قرآنى آن بپرسيد.
سپس فرمود: خداوند از قيل و قال و
تباه شدنمال و بسيار سؤال كردن نهى
فرموده است. پرسيدند: اى فرزند رسول
خدااين مورد در كجاى قرآن آمده است؟ |