سلسله پاکان

معرفی زیارتگاههای تهران

فهرست امامزادگان

جستجو از روی نقشه

 

آیت الله سیستانی

استفتاء

زندگينامه

دفتر مرجعیت

موسسات

قرآن کریم

تلاوت

متن

تفسیر

ترجمه

 

نهج البلاغه

مقالات

متن

جستجو

کتابخانه

مناسبتها

ويژه نامه مناسبتهای اسلامی 

 

آنچه را كه با گوشهاى خودشنيده و با ديدگانم از ابو جعفرعليه السلام ديده‏ام، برايتان نقل مى‏كنم. بر مدينه‏يكى از مردان آل مروان فرمانروايى داشت. او روزى در پى من فرستادچون به نزدش آمدم هيچ كس پيش او نبود. پس به من گفت: اى پسرمعاويه من تو را خواندم چون به تو اعتماد دارم و نيز مى دانم كه كسى جزتو پيغام مرا نمى‏رساند. من مايلم كه تو عموهايت، محمّد بن على و زيدبن حسين، را ديدار كنى و بديشان بگويى كه يا از كارهايى كه از شماخبرش به من رسيده دست برداريد و يا انكار كنيد.

من به قصد ديدار ابو جعفر روانه شدم. او را ديدم كه به طرف مسجدمى‏رود همين كه به او نزديك شدم لبخندى زد و گفت: اين ستمگر در پى‏تو فرستاد و به تو گفت: كه به عموهايت چنين و چنان بگو؟!

عبداللَّه گويد: ابو جعفر تمام سخنان والى مدينه را برايم نقل كرد چنان‏كه گويى خود در آنجا حضور داشته است. سپس به من فرمود: اى پسرعمو، پس فردا از عهده كار او بر مى‏آييم. او از كار بر كنار و به مصر تبعيدمى‏شود، به‏خدا من‏نه جادوگرم ونه پيشگو، امّا اين‏خبر به من رسيده‏است.

عبداللَّه بن معاويه گويد: به خدا سوگند دو روز از اين ماجرا سپرى‏نشده بود كه حكم عزل والى مدينه و تبعيد او به مصر به دستش رسيدوكس ديگرى به جاى او منصوب شد.(39)

ابو بصير يكى از ياران خاصّ امام باقرعليه السلام نيز داستان خود را باآن‏حضرت نقل كرده كه چگونه مراقب كار وى بوده و او را تأديب كرده‏است وى مى‏گويد:

در كوفه به زنى قرآن مى‏آموختم در اين اثنا اندكى به او خيره شدم،پس چون بر ابو جعفر وارد گشتم زبان به نكوهش من گشود و فرمود: هركه در خلوت مرتكب گناه شود خداوند به او بى اعتنا خواهد شد. به آن‏زن چه گفتى؟ من از شرم صورتم را پوشاندم و توبه كردم و ابو جعفرفرمود: ديگر چنين نكن.(40)

همچنين ابو بصير روايت مى‏كند كه چگونه امام باقر چندين سال پيش‏از روى كار آمدن بنى عبّاس، خبر چيرگى و سلطنت آنها را داده است.وى مى‏گويد: با امام باقر در مسجد رسول خداصلى الله عليه وآله نشسته بوديم. تازه‏امام سجّاد به شهادت رسيده بود. در اين هنگام دوانيقى و داوود بن‏سليمان به مسجد داخل شدند. اين واقعه قبل از زمانى بود كه حكومت به‏دست فرزندان عبّاس افتد تنها داوود به نزد امام باقر آمده و آن‏حضرت ازاو پرسيد: چه چيز دوانيقى را از آمدن باز داشت؟ داوود پاسخ داد: اوجفا مى‏كند. امام فرمود: روزها سپرى شود تا آنگاه كه وى بر مردم‏ولايت كند، وبرگرده حرام سوار شود و خاور و باختر اين ديار را با طول‏عمر خود مالك مى‏شود و چنان گنجينه‏ها از اموال انباشته مى‏كند كه كسى‏پيش از او اينقدر گرد نياورده است. پس داوود برخاست و اين خبر را به‏دوانيقى رساند. دوانيقى به نزد امام آمد و عرض كرد: جز جلال و ابهّت‏تو هيچ چيزى مانع من از نشستن در كنار شما نبود. اين چه خبرى است كه‏داوود به من داد؟

آن‏حضرت فرمود: آنچه گفتم روى مى‏دهد. دوانيقى پرسيد: آياحكومت ما پيش از حكومت شماست؟ امام باقر فرمود: آرى. دوانيقى‏پرسيد: آيا پس از من يكى ديگر از فرزندانم حكومت مى‏كند؟ امام پاسخ‏داد: آرى. دوانيقى پرسيد: آيا مدّت حكومت بنى اميّه بيشتر است يامدّت حكومت ما؟

آن‏حضرت فرمود: مدّت حكومت شما، و بچّه‏هاى شما اين حكومت‏را به دست مى‏گيرند و چنان با آن بازى مى‏كنند كه انگار با توپ بازى‏مى‏كنند اين خبرى است كه پدرم به من فرموده است.

چون دوانيقى به حكومت رسيد از سخن امام باقرعليه السلام در شگفت شد.(41)

 

^^   خصلتهاى پسنديده‏

خداوند هيچ بنده‏اى را براى عهده‏دار شدن مقام امامت بر نمى‏گزيندواو را حجّت آشكار خويش بر آفريدگانش قرار نمى‏دهد مگر آنكه‏خصلتهاى پسنديده در وجود او به كمال رسيده باشد و در خدا ترسى‏واجلال او و نشان دادن اخلاص در بندگى كه در تمام گفتار و كردارش‏براى خدا الگو و نمونه باشد. پس جز به صواب سخن نمى‏گويد و جز كارنيك انجام نمى‏دهد.

اگر ما به نقل برخى از خصلتهاى پسنديده امام باقر يا خصال يكى ازمعصومين‏عليهم السلام مى‏پردازيم، براى آن است كه شواهد روشنى بياوريم تا مارا به وجود اين صفات رهنمون شود ما بر سر آن نيستيم كه تمام زندگى‏امام را در اين صفات خلاصه كنيم و يا فضيلتها و ويژگيهاى پسنديده‏ووالاى او را گرد آوريم. هرگز، ما از پيش مى‏دانيم كه زندگى آنان‏تصويرى واقعى از قرآن كريم است وآنچه ما در باره آنان مى‏دانيم تمام‏ابعاد زندگى آنها را در بر نمى‏گيرد، زيرا معمولاً گوشه‏اى از ويژگيهاوفضايل آنان توجّه مورخان را به خود جلب كرده است و آنان را واداشته‏تا در باره اين بُعد بيش از ابعاد ديگر بنويسند و از پرداختن به ديگر ابعاددر مقايسه با آن بُعد، دست نگه دارند. مثلاً آنان جنبه عبادت را درزندگى امام سجادعليه السلام بسيار برجسته كرده از آن بسيار سخن گفته‏اند، امّابُعد علمى آن‏حضرت را فروگذارده‏اند و بر عكس در مورد امام باقرعليه السلام‏بيشتر به جنبه علمى آن‏حضرت پرداخته‏اند تا به جوانب ديگر.

بنابر اين ما به ذكر برخى از پرتوهايى كه از زندگى امام باقر بر ماتابيده است، بسنده مى‏كنيم و خواننده را وامى‏گذاريم تا خود با قياس باآنچه ذكر مى‏شود به ديگر ابعاد نا گفته آن‏حضرت نيز پى‏برد.

ابن شهرآشوب در كتاب مناقب در مورد امام باقر مى‏نويسد:

 

<< قبلی

بعدی >>
     
 

Copyright © 2008 . Imam Baqer Network. All rights reserved