|
منظِّم
عالم انسانيت و اجتماع امام است كه حتماً بايد
داراى قوائى متين و فكرى صائب و انديشه اى
توانا ناظر بر اعمال و كردار امت بوده، بين
آنها نظم و تعادل را برقرار كند.
آيا اگر اين امام نيز خود جايز الخطا و مبتلى
به معصيت و گناه و در فكر و انديشه مانند ساير
افراد جامعه دچار هزاران خطا و اشتباه گردد و
يا نيز مانند آنان بوالهوس و شهوتران باشد،
می تواند با اينحال در بين افراد صلح دهد،
اختلافات آنان را رفع كند حقّ هر ذى حقّى را
به او برساند و جلوى تعدّيات را بگيرد و تمام
افراد را قوه حيات و نيروى زندگى بخشد، به هر
كس به اندازه استعداد و نياز او از معارف و
حقائق تعليم كند، موارد خطا و اشتباه آنان را
هر يك به نوبه خود در سلوك راه خدا و رسيدن به
مقصد كمال بيان كند؟حاشا و كلّا!
بنابراين رهبر جامعه و زعيم و امام مردم بايد
معصوم و عارى از گناه و هر گونه لغزش و خطا
بوده با فكرى عميق و پهناور و سينهاى منشرح
به نور الهى و قلبى منوَّر به تاييدات غيبيّه
ناظر بر احوال و رفتار و حتّى بر خاطرات
قلبيّه هر يك از افراد امّت بوده باشد.
بعضى از عامّه عصمت را در پيغمبران قبول دارند
و بعضى از آنها مرتبه ضعيفى از عصمت را درباره
آنان قائلند و بعضى بطور كلّى عصمت را درباره
آنان انكار كرده و بهيچوجه آنان را مصون از
خطا و معصيت نمی دانند، ولى شيعه بطور عموم
عصمت را به تمام معنى در انبياء شرط می داند
و نيز درباره ائمه معصومين صلوات الله و سلامه
عليهم اجمعين قائل به عصمت است.
|